عوام گرایی (Populism)، عوام فریبی (Demagogy) و عوام زدگی (Vulgarization) سه واژه نزدیک به هم در علوم سیاسی هستند. پوپولیسم را در مورد دولت ها و یا احزاب و جنبش های اجتماعی به کار برده اند. در واقع پوپولیسم یک مدل سیاسی با ویژگی های مشخص بوده است. عوام فریبی و عوام زدگی را اما اغلب به صورت صفتی برای دولت ها یا جنبش های پوپولیست به کار برده اند و نه به عنوان مدلی سیاسی.
مسئله این است که شاید در مورد برخی موارد درباره دولت هایی که عموما آن ها را پوپولیست می خوانند، نتوان به راحتی از این واژه استفاده کرد. در واقع شاید مدلی با عنوان «دولت دماگوژ» یا «دولت عوام فریب» بیشتر برازنده آن دولت ها باشد تا عنوان دولت پوپولیست. برای روشن تر شدن موضوع بهتر است به تشریح خصوصیات و ویژگی های این دو نوع دولت بپردازیم.
دولت پوپولیست
دولت پوپولیست پشتیبانی مردم را با توسل به وعده های کلی و مبهم و معمولا تحت هدایت یک شخص کاریزماتیک (فره مند) جلب می کند. این ویژگی ها که بیشتر در مورد کشورهای کمونیستی آمریکای لاتین به کار می رود با شعارهای ضد امپریالیستی همراه است. پیشبرد اهداف سیاسی مستقل از نهادها و احزاب موجود با فراخوانی توده مردم صورت می پذیرد. پوپولیسم دارای مشخصات عوام فریبی، تقدیس شخص رهبر کاریزماتیک، تعصب، تکیه بر توده های محروم و از خود بیگانه، نداشتن ایدئولوژی مشخص، همراه با عناصری از ملی گرایی و ضدیت با امپریالیسم می باشد.
پوپولیسم در یک جامعه توده ای (Mass Society) شکل می گیرد. جامعه ای که در آن از احزاب سیاسی و سایر گروه های اجتماعی که شکل دهنده جامعه مدنی هستند خبری نیست. پوپولیسم ضد نخبه سالاری است و سیاست هایش را در جهت ارضای توده ها برنامه ریزی می کند. این کار به منظور بسیج توده ها در جهت اهداف خاص سیاسی صورت می گیرد.
دولت دماگوژ
پوپولیسم قبایی است که بر قامت کشورهای کمونیستی آمریکای لاتین دوخته اند. این قبا شاید بر تن کشورهای آسیایی کمی بدقواره باشد.
دولت دماگوژ یا عوامفریب شاید در برخی از خصوصیت ها با دولت پوپولیست همسان باشد اما تفاوت های اساسی نیز باآن دارد. به دلیل همین تفاوت هاست که شاید بتوان مدلی از این نوع دولت نیز تصور کرد که با برخی از کشور های خاورمیانه هم تطابق داشته باشد.
دولت دماگوژ یا عوامفریب کاریکاتوری از دولت پوپولیست است. شاید شکل ظاهری این دو یکسان به نظر آید اما باطنا تفاوت های زیادی وجود دارد. برعکس پوپولیستم که در جامعه توده ای پدید می آید، دولت دماگوژ در یک جامعه سنتی شکل میگیرد که در آن ساختار های متصلب سنتی برقرار است. شئون مذهبری شبکه ای سازمان ها و نهادهای منسجم را شکل می دهند و دولت نمی تواند به راحتی خارج از این ساختار عمل کند.
دولت دماگوژ از کوتوله های سیاسی تشکیل شده است که خود را در قالب شخصیت های کاریزماتیک و محبوب تصور می کنند در حالیکه هیچ کاریزمای واقعی وجود ندارد و همه چیز بر پایه تبلیغات بنا شده است. دولت دماگوژ نه تنها پوپولیست نیست که به شدت نخبه سالار است. بدیهی است که نخبه در علوم سیاسی به معنای انسان فرهیخته نیست. نخبگان نظامی، مذهبی و مالی می توانند منابع سیاست گذاری های دولت دماگوژ باشند. این نخبگان در عمل سازمان های منسجمی را پدید می آورند که به تدریج جای احزاب سیاسی و گروه های اجتماعی را می گیرند. در نتیجه جامعه سنتی برعکس جامعه توده ای بدون سازمان نیست.
وقتی منابع سیاست گذاری ها، شبکه های نظامی و مذهبی باشند و نه نیازهای عمومی مردم، دیگر از پوپولیسم خبری نیست. اگر دولت های پوپولیست دنباله روی مردم هستند تا بتوانند آن ها را بسیج کنند، دولت دماگوژ تنها نمایشی از رویکرد مردمی از خود نشان می دهد و در عمل بر اساس ساختار فوق الذکر عمل می کند. این دولت برخلاف آنچه در ظاهر از خود نشان می دهد هیچ نیازی به بسیج توده ای ندارد و سازمان دهی و یا سرکوب توده ها از جمله وظایف همان شبکه های پیچیده است.
در نهایت آنکه دولت های پوپولیست، مدرن هستند. یعنی یا در قالب فاشیسم و یا در قالب ایدئولوژی های کمونیستی بروز می کنند. و رویکرد ضد سرمایه داری و یا ضد غربی آن ها از این زاویه است. همچنین رگه هایی از ناسیونالیسم را در این نوع دولت ها می توان شناسایی کرد. دولت دماگوژ اما نه مدرن است و نه ناسیونالیست؛ بلکه مبنایی کاملا سنتی دارد و از این زاویه ضد مدرن و ضد غرب است.
***
در نهایت با توجه به نکات فوق شاید بتوان به این نتیجه رسید که تلقی برخی از فعالان سیاسی از برخی از دولت های خاورمیانه به عنوان دولت های پوپولیست، تلقی و برداشت درستی نباشد. این دولت های دماگوژ همانطور که گفته شد بیشتر عوام فریب هستند تا عوام گرا و تلاش آن ها برای مردمی جلوه دادن خود نیز چیزی جز همان خصلت عوام فریبی نیست.
(این یادداشت در ویژه نامه نوروزی هفته نامه نیمروز استان بوشهر منتشر شده است.)
